شيخ ذبيح الله محلاتى

62

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

و حضرت سجاد روايت مىفرمايد كه در آن شب ديدم عمه‌ام در جامهء نماز نشسته و مشغول عبادتست . و بيرجندى در كبريت احمر مىفرمايد كه از برخى مقاتل معتبره نقل شده است از حضرت سجاد عليه السّلام كه عمه‌ام زينب با اين‌همه مصيبت و محن واردهء بر او از كربلا تا شام هيچ‌گاه نوافل را ترك نكرد . و نيز او روايت مىكند چون حضرت حسين براى وداع زينب آمد فرمود ( يا اختاه لا تنسنى فى نافلة الليل مرا در نماز شب فراموش مكن . و نقل از مشير الاحزان علامهء شيخ شريف جواهرى شده كه مىنويسد نقلا از فاطمة دختر حضرت حسين عليه السّلام كه فرموده و اما عمتى زينب فانها لهم تزل قائمة فى تلك الليلة اى عاشرة من المحرم فى محرابها تستغيث الى ربها و ما هدات لنا عين و لا سكنت لنا زفرة . و نيز گفته بعضى از متتبعين اخبار از حضرت سجاد روايت مىكنند كه فرمود ( ان عمتى زينب كانت تؤدى صلواتها من قيام الفرائض و النوافل عند مسيرنا من الكوفة الى الشام و فى بعض المنازل كانت تصلى من جلوس لشدة الجوع و الضعف منذ ثلاث ليال لانها كانت تقسم ما يصيبها من الطعام على الاطفال لان القوم كانوا يدفعون لكل واحد منا رغيفا واحدا من الخبز فى اليوم و الليلة ) . و در بحر المصائب از امام زين العابدين عليه السّلام روايت مذكوره را چنين نقل كرده كه آن حضرت فرمود عمه‌ام زينب با آن كثرت رنج و تعب از كربلا تا بشام بنافلهء شب قيام و اقدام داشت و با آن حال گرفتارى و پرستارى عيال و تحمل زارى اطفال و تفقد احوال جمعى پريشان روزگار از مراسم عبادت غفلت نداشت اما در يكى از منازل نگران شدم نشسته به نماز نافله اشتغال دارد من سبب اين ضعف را پرسيدم گفت سه شب است كه حصه طعام خود را به اطفال خردسال مىدهم و امشب از نهايت گرسنگى قدرت بپاى ايستادن ندارم چه آن مردم نكوهيده خصال بسيار بر اهل بيت سخت مىگرفتند )